تبلیغات

پشتیبانی

♛JoorVaJoor♛
♛Fixed Post♛
1395/10/17 | 00:01   

cafe-webniaz.ir سلام ملت cafe-webniaz.ir
cafe-webniaz.ir قانون خاصی نداریم cafe-webniaz.ir
cafe-webniaz.ir چیز های جورواجوری آپ میشه cafe-webniaz.ir
cafe-webniaz.ir ورود عموم آزاده cafe-webniaz.ir
cafe-webniaz.ir با تبادل لینک 99% موافقم cafe-webniaz.ir
cafe-webniaz.ir سامانه هم داریم cafe-webniaz.ir
 فــــــعلاً 


   
♛..Mahtab..♛ | Comment()   
چقدر خوبه
1395/10/29 | 01:07   

چقدر خوبه بعضی از آدما بدونن
اگه چیزی رو به روشون نمیاری
 از "سادگی" نیست
 شاید دیگه اونقدر واست مهم نیستن که 
 روشون حساس باشی


   
♛..Mahtab..♛ | Comment()   
رفیق کیه
1395/10/29 | 01:04   

رفیق اونه که میتونی پیشش راحت از همه اشتباهاتت بگی
نه اونیکه سعی میکنی جلوش بدون اشتباہ باشی تا قبولت کنه


   
♛..Mahtab..♛ | Comment()   
استعداد من
1395/10/28 | 23:51   
یکی از استعدادای من
اینه که تو سخت ترین شرایط
میخندم حتی شدہ با بغض

   
♛..Mahtab..♛ | Comment()   
کوچه
1395/10/22 | 19:20   
 
 بی تو ، مهتاب‌ شبی ، باز از آن كوچه گذشتم
همه تن چشم شدم ، خیرہ به دنبال تو گشتم
شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم
شدم آن عاشق دیوانه كه بودم
در نهانخانه ی جانم ، گل یاد تو ، درخشید
باغ صد خاطرہ خندید
عطر صد خاطرہ پیچید
یادم آمد كه شبی با هم از آن كوچه گذشتیم
پر گشودیم و در آن خلوت دل‌خواسته گشتیم
ساعتی بر لب آن جوی نشستیم
تو ، همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت
من همه ، محو تماشای نگاهت
آسمان صاف و شب آرام
بخت خندان و زمان رام
خوشه ی ماہ فروریخته در آب
شاخه‌ها دست برآوردہ به مهتاب
شب و صحرا و گل و سنگ
همه دل دادہ به آواز شباهنگ
یادم آید ، تو به من گفتی:
از این عشق حذر كن
لحظه‌ای چند بر این آب نظر كن
آب ، آیینه ی عشق گذران است
تو كه امروز نگاهت به نگاهی نگران است
باش فردا ، كه دلت با دگران است
تا فراموش كنی ، چندی از این شهر سفر كن
با تو گفتم:‌ حذر از عشق!؟ ندانم
سفر از پیش تو؟! هرگز نتوانم ، نتوانم
روز اول ، كه دل من به تمنای تو پر زد
چون كبوتر ، لب بام تو نشستم
تو به من سنگ زدی ، من نه رمیدم ، نه گسستم
باز گفتم كه: تو صیادی و من آهوی دشتم
تا به دام تو درافتم همه جا گشتم و گشتم
حذر از عشق ندانم ، نتوانم
اشكی از شاخه فرو ریخت
مرغ شب ، ناله ی تلخی زد و بگریخت
اشک در چشم تو لرزید ، ماہ بر عشق تو خندید
یادم آید كه: دگر از تو جوابی نشنیدم
پای در دامن اندوہ كشیدم
نگسستم ، نرمیدم
رفت در ظلمت غم ، آن شب و شب‌های دگر هم
نه گرفتی دگر از عاشق آزردہ خبر هم
نکنی دیگر از آن كوچه گذر هم
بی تو ، اما ، به چه حالی من از آن کوچه گذشتم

   
♛..Mahtab..♛ | Comment()   
شب مهتاب
1395/10/22 | 19:00   

شب مهتاب و ابر پارہ پارہ

به وصل از سوی یار آمد اشارہ

حذر از چشم بد ، در گردنم کن

نظر قربانی از ماہ و ستاره

دلی دارم به وسعت آسمانی

در او هر خواهشی چون کهکشانی

نمیری ، شورِ خواهش ها ، میری

بمانی ، عشقِ خواهش زا ، بمانی

نسیم کاکل افشان توأم من

پریشان گردِ سامان توأم من

پریشان آمدم تا آستانت

مران از در که مهمان توأم من

فلک با صدهزاران میخِ نوری

نوشته بر کتیبه شرحِ دوری

اگر خواهی شب دوری سراید

صبوری کن ، صبوری کن ، صبوری

شب مهتاب اگر یاری نباشد

بگو مهتاب هم ، باری ، نباشد

نه تنها مهر و مه ، بل چشمِ روشن

نباشد ، گر به دیدار نباشد

زمین پوشیدہ از گُل ، آسمان صاف

میان ما جدایی ، قاف و تا قاف

به امید تو کردم زیبِ قامت

حریرِ خامه دوز و تورِ گلبافت

شب مهتاب یارم خواهد آمد

گُلم ، باغم ، بهارم خواهد آمد

به جام چِل کلید گل زدم آب

گشایش ها به کارم خواهد آمد

چو از در آمدی ، رنگ از رُخم رفت

نه تنها رنگِ رخ ، بل رنگِ هر هفت

چنان لرزد دلم در سیمِ سینه

که لرزد سینه در دیبای زربفت

شب مهتاب یارم از در آمد

چو خورشید فلک روشنگر آمد

به خود گفتم شبی با او غنیمت

به محفل تا درآمد شب سرآمد


   
♛..Mahtab..♛ | Comment()   

 Otherpages: ... 2 3 4 5